Spain Reference

خانه - خبرها - داستان رافائل نادال و عمو تونی ( گاو خشمگین یا پسر خجالتی)

رافائل نادال قهرمانی در ۱۶ تا از ۲۰ گرنداسلم زندگی‌اش را با هدایت عمو تونی بدست آورد

از اولین توپی که تونی نادال برای بردارزاده سه ساله‌اش انداخت، متوجه شد در وجود این بچه‌ای که توپ تنیس را به سوی دیگر زمین فرستاد، چیز متفاوتی وجود دارد.

این بازیکن برجسته تنیس آماتور اسپانیا که تجربه رقابت در مسابقات کشوری را داشت، حالا هزاران بچه‌ای را که برای آموزش تنیس به باشگاه ماناکور در زادگاه‌اش، جزیره مایورکا اسپانیا آمده بودند، زیر نظر گرفته بود.

او به بی‌بی‌سی گفت: “وقتی توپ را برای رافائل انداختم، منتظر رسیدن توپ نشد و خودش به سوی آن رفت. معمولا وقتی من توپ را برای یک بچه کوچک می‌انداختم، می‌ایستاد و منتظر می‌ماند تا توپ به او برسد. اما برادرزاده‌ام به سوی توپ رفت و این برای من غیرعادی بود.”

بعدها ثابت شد که این ارزیابی درست بوده است. رافائل نادال استعدادی خاص بود و تونی شیوه بازی و شخصیت او را شکل داد. نادال هم در طول حرفه ۳۴ ساله‌، تلاش کرد نظریه عمویش را ثابت کند.

هیچ بازیکنی در تاریخ تنیس دنیا نتوانسته به اندازه نادال قهرمان یک گرند اسلم شود. این اسپانیایی پارسال با رکورد ۲۰ قهرمانی راجر فدرر در گرنداسلم‌ها، مساوی کرد و در کنار او پرافتخارترین مرد تنیس جهان شد و حالا فرصت دارد که به تنهایی این عنوان را تصاحب کند.

نادال بخت تاریخ‌سازی را در تورنمنتی دارد که در ۱۶ سال گذشته آن را به قلمرو خودش تبدیل کرده است: رولان گاروس.

با این حال همان طوری که خود نادال هم بارها گفته است، شاید او نمی‌توانست بدون “عمو تونی” به چنین سطحی از موفقیت‌ برسد.

افسانه‌های زیادی در مورد سختگیری‌های عاشقانه تونی وجود دارد. سختگیری‌هایی که آن پسر نوجوان را که به گفته خواهرش ماریبل یک “آدم بزدل” بود، هرگز به این “گاو خشمگین” که ما از او داخل زمین تنیس می‌بینیم، تبدیل نمی‌کرد؛ بازیکنی که نماد جنگیدن پرشور در میان ورزشکاران نسل خودش است.

گذشته از زمین‌های خاک رس تنیس، شما سخت بتوانید موارد مشابه زیادی بین باشگاه تنیس ماناکور و رولان گاروس پیدا کنید.

ماناکور یک دهکده معمولی مایورکایی همراه با یک باشگاه تنیس است: تعدادی زمین تنیس همراه با یک ساختمان کوچک با یک بالکن آفتاب‌گیر. وضعیتی که شباهت زیادی به سایر جزیره‌های دریای مدیترانه دارد.

تونی که فوریه گذشته ۶۰ ساله شد، در اوایل ۳۰ سالگی به این باشگاه ملحق شد تا بچه‌های کوچک را آموزش دهد.

اوایل کار که تونی برادرزاده‌اش را در کلاس گروهی همراه با سایر بچه‌ها تمرین می‌داد، رفتاری متفاوت با نادال داشت، رفتاری که کوچک‌ترین نشانه‌ای فامیل‌بازی نداشت.

به گفته تونی، رافائل نادال در دوران بچگی، رفتاری ملایم داشت و به نسبت سنش ساکت بود. آن وقت‌ها، رفتار سختگیرانه تونی او را اذیت می‌کرد.

آنا ماریا، مادر نادال خیلی خوب یادش است که رافا معمولا با چشم گریان از تمرین به خانه برمی‌گشت ولی هرگز نمی‌گفت که دلیل ناراحتی‌اش چیست.

یک بار هم که رافا راجع به کلاس تنیس با مادرش حرف زد، تونی او را “بچه ننه” نامید و گفت که مادر رافا می‌خواهد جلوی برادر شوهرش درآید. رافا سپس به مادرش گفت که نباید جنجال درست کند و از او خواست که ساکت بماند و “اوضاع را بدتر نکند.”

نادال سال ۲۰۰۱ حرفه‌ای شد و هنگامی که فقط ۱۵ سال داشت برای نخستین بار در مسابقات چلنجر (بازی‌های درجه دوم حرفه‌ای تنیس) بازی کرد

نادال می‌گوید که عمویش عادت داشت سرش داد بزند و او را بترساند. گاهی هم که دو فقط دو نفری تمرین می‌کردند، احساس می‌کرد “زهره‌اش آب می‌شود.”

اگر پسر جوان در زمین تنیس به جای دیگری توجه می‌کرد، تونی توپ‌های تنیس را به او می‌کوبید تا حواسش را جمع کند.

در پایان هر تمرین تونی، برادرزاده‌اش را مجبور می‌کرد توپ‌هایی که در زمین پراکنده شده بودند را جمع کند و خاک رس زمین را هموار کند. این در حالی بود که بقیه بچه‌ها راهی خانه شده بودند. اگر او قمقمه‌اش را فراموش می‌کرد، مجبور بود در آفتاب داغ مایورکا با گلوی خشک تمرین کند.

این ماجراها در زندگی‌نامه نادال (نوشته خودش) که سال ۲۰۱۱ منتشر شده، ذکر شده است و تونی می‌گوید تمام آن‌ها حقیقت دارند.

او به بی‌بی‌سی گفت: “من معتقد به سخت کار کردن هستم و همچنین به بازیکنانی که می‌توانند خودشان را با شدت و حدت کار تطبیق دهند. سایر شیوه‌های زندگی را درک نمی‌کنم. از نظر من شما همیشه باید بدانید که کجای دنیا قرار دارید. دلیل رفتار من با رافا همین بود، برای این که می‌دانستم او می‌تواند خودش را تطبیق دهد.”

توضیح تصویر،

تصویر رافائل نادال ۱۴ ساله در سال ۲۰۰۰ هنگامی که قهرمان یکی از مسابقات معتبر تنیس پایه در فرانسه شد

وقتی که نادال در ۱۱ سالگی قهرمان تنیس اسپانیا در رده زیر ۱۲ سال شد، یک بار دیگر روی سختگیر تونی خودش را نشان داد.

در میان جمع کوچکی که این موفقیت را جشن گرفته بودند، عمو تونی مثل یک خبرنگار شروع به صحبت کرد. او قبلا از فدراسیون تنیس اسپانیا نام قهرمانان ۲۵ دوره قبلی این مسابقات را پرسیده بود. تونی از بردارزاده‌اش خواست آن‌ها را نام ببرد و فقط اسم پنج نفر از آنان به گوش نادال خورده بود؛ آن‌هایی که در مسابقات حرفه‌ای بازی کرده بودند. تونی بجای این که اجازه دهد رافا در خوشحالی بردن جام غرق شود، حرفش را در لفافه زده بود: شانس رافا برای داشتن عملکردی مشابه فقط یک به پنج بود.

مثالی دیگر از رفتار عمو تونی، چند سال بعد رخ داد. نادال ۱۴ ساله، تازه از تورنمنتی بین‌المللی در آفریقای جنوبی برگشته بود؛ این دورترین جایی بود که او تا آن موقع سفر کرده بود.

کیف او از دیدن فرهنگی متفاوت کوک بود و برای اولین بار حیواناتی مانند فیل و شیر را از نزدیک دیده بود و البته برنده تورنمنت هم شده بود.

نادال در زندگی‌نامه‌اش می‌گوید که یکی از مادرخوانده‌هایش برایش تهیه و تدارک یک جشن استقبال را دیده بود و یک بنر هم برای بزرگداشت او به دیوار خانه زده بود، اما بازهم سر و کله عمو تونی پیدا شد تا “باد مهمانی را خالی کند.”

چشم نادال هرگز به بنر مادر‌خوانده‌اش نیفتاد. تونی آن را از روی دیوار جمع کرد، به نادال اجازه نداد به مهمانی برود و به او گفت که فردا صبح ساعت ۹ باید سر تمرین باشد.

تونی می‌گوید: “می‌خواستم به او حالی کنم که تمام دستاوردهایی که در آن سن داشته، در تصویری بزرگ‌تر مهم محسوب نمی‌شوند. می‌‌خواستم کمی باد داخل کله او را خالی کنم. می‌خواستم بداند که تنها قدمی بسیار کوچک برداشته و در ادامه پروژه باید خیلی سخت کار کند.”

سباستین، پدر نادال و برادر کوچک‌تر تونی گاهی احساس می‌کرد که عمو کمی زیاد نسبت به برادرزاده‌اش سخت می‌گیرد. همسر او هم خیلی مطمئن نبود که شیوه تونی درست است.

خارج از حلقه خانواده نیز، حالا که به آن شیوه نگاه می‌شود و با توجه به تغییرات زیادی که مفهوم آسایش در ورزش طی این ۳۰ سال پیدا کرده، ممکن است روش تونی زیر سئوال برده شود.

نادال در زندگی‌نامه‌اش می‌گوید که چطور رفتار عمویش موجب شده بود بیشتر “احساس ناامنی” کند، اما او می‌گوید که این حالت فقط بعد ورزشی داشته و فقط وقتی رخ می‌داد که او “پایین‌تر از سطح خودش” بازی می‌کرده است.

تونی می‌گوید که او فقط “بهترین‌ها” را برای برادرزاده‌اش می‌خواست. او گفت: “نسبت به او جدی بودم اما سختگیری نمی‌کردم. کار را سفت و سخت می‌گرفتم برای این که او دستاورد بزرگ‌تری داشته باشد.”

تونی می‌گوید که خانواده “خیلی هم” مخالف کارهای او نبودند و سباستین و آنا ماریا بدون شک می‌دانستند که کاری که او برای پسرشان انجام می‌دهد چقدر مهم است و چقدر دوست دارد که پسر آن‌ها یک تنیس‌باز حرفه‌ای شود.

به همین دلیل هم بود که آن‌ها یک بورسیه تنیس که در ۱۴ سالگی به رافا پیشنهاد شد را رد کردند: قبول آن پیشنهاد به معنای رفتن رافا به بارسلونا بود.

نادال حتی در آن سن و سال هم می‌دانست که حضور عمو تونی چقدر خاص است و علاقه‌ای نداشت که راهی سرزمین اصلی اسپانیا (دور از جزیره مایورکا) شود.

رافا در کتاب زندگی‌نامه‌اش به نام “رافا: داستان من” که سال ۲۰۱۱ با همکاری جان کارلین، نویسنده بریتانیایی چاپ شد، می‌گوید: “نمی‌خواستم خانه را ترک کنم و حالا هم که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که تصمیم درستی گرفته‌ام. هرچند که تونی روی اعصابم می‌رفت اما می‌دانستم که ادامه کار با او برایم مفید است. به دلیل این که حق با تونی بود. گاه و بیگاه از کوره در می‌رفت اما در طولانی مدت حق با او بود.”

در ویدئویی تبلیغی برای دور اخیر مسترز مادرید، تصویری از بالای لاس ونتاس (میدان گاوبازی معروف مادرید) را می‌بینیم که محو می‌شود به تصویر نادال که خودش را برای مسابقات آماده می‌کند.

لوگوی اختصاصی نادال که روی لباس‌های او در هنگام مسابقه دیده می‌شود، تصویری آبستره از دو صاعقه است که در کنار هم شاخ‌های یک گاو را تداعی می‌کنند.

اما اوضاع این قدرها هم جدی نیست. خانواده نادال به شوخی می‌گویند که او چه در دوران بچگی و چه حالا که ۳۵ سالگی‌اش را جشن گرفته است، تاریکی را دوست ندارد و عادت دارد موقع خواب یا لامپ را روشن بگذارد یا تلویزیون را. ضمن این که هنگام که رعد و برق هم زیر بالش‌هایش مخفی می‌شود.

تصویر “گاو خشمگین” که نمایانگر تحمل، جوش و خروش، بی‌رحمی و عدم قبول شکست است، تصویری ساخته عمو تونی است.

او می‌گوید: “من یک مربی بودم که اولویتم بیشتر از مسائل تکنیکی، فرم و شکل دادن به شخصیت رافا بود.”

این دلیل اصلی افتخارات نادال است: قهرمانی در ۲۰ گرنداسلم، ۳۶ مسترز و تقریبا هر افتخاری که در تنیس می‌توان به آن رسید. افتخاراتی که ریشه آن‌ها به شیوه سختگیرانه عمو تونی در دوران بچگی نادال بازمی‌گردد.

شکیبایی، شاید مهم‌ترین مفهوم دنیای ذهنی نادال باشد، که در طول جلسات تمرینی عمو تونی هم در ذهن و هم در بدن او نشست.

این روحیه شکست‌ناپذیری با تمرین‌های خاص عمو تونی تقویت شد. در یکی از این تمرین‌ها تونی و رافا بر سر رسیدن به امتیاز ۲۰ باهم مسابقه می‌دادند. تونی اجازه می‌داد برادرزاده‌اش به امتیاز ۱۹ برسد و بعد سطح بازی‌اش را ناگهان بالا می‌برد که او نتواند برنده شود.

چنین ذهنیتی بود که موجب شد رافا در تورنمنت قهرمانی زیر ۱۴ سال اسپانیا، هنگامی که انگشت کوچکش شکست، لنگ‌لنگان به بازی ادامه داد به این دلیل که نمی‌خواست عمو تونی نشانه‌ای از ضعف او ببیند.

توانایی بازی زیر فشار و پیدا کردن راه حل مشکلات در زمین، موردی بود که از عمو تونی -“جادوگر همه‌چیزدان بچگی من”- یاد گرفته بود؛ مردی که بی‌وقفه اشتباهات رافا را تحلیل می‌کرد.

توضیح تصویر،

نادال همیشه در مورد اهمیت ارتباط نزدیک با خانواده‌اش (که همگی هنوز در ماناکور زندگی می‌کنند) صحبت کرده است. در این تصویر او پس از قهرمانی در اوپن فرانسه ۲۰۲۰، دستانش را به دستان پدرش، سباستین می‌کوبد و خواهرش ماریابل، همسرش ماریکا فرانسیسکا و مادرش آنا ماریا هم در عکس دیده می‌شوند

با کمک این توانایی‌ها بود که نادال بزرگ‌ترین افتخارات زندگی‌اش را بدست آورد، از جمله مسابقه حماسی ۵ ستی سال ۲۰۰۸ مقابل راجر فدرر که اولین قهرمانی او در ویمبلدون را به دنبال داشت و در مورد جدیدتر هم، می‌توان از فینال ماراتن‌وار اوپن آمریکا ۲۰۱۹ مقابل دنیل مدودف نام برد.

آخرین نمونه در این زمینه، دو هفته پیش در اوپن ایتالیا تکرار شد.

در دور سوم مسابقات، نادال در روزی که از اوج بسیار فاصله داشت، دو مچ پوینت (امتیاز منجر به پیروزی در بازی) مقابل دنیس شاپووالف در اختیار داشت اما آن‌ها را از دست داد و بازی به ست سوم کشید. سه روز بعد او در فینال نواک جوکوویچ را برد و برای دهمین بار قهرمان مسترز رم شد.

تونی می‌گوید در تمرین‌ها همواره این مفهوم را در ذهن رافا می‌کاشت: “برای هر امتیاز طوری بازی کن که انگار آخرین امتیاز بازی است.”

در واقع این روزها نادال کماکان برنده گرنداسلم‌ها می‌شود اما او حالا حریفان را با شیوه‌ای متفاوت از نوع بازی فیزیکی که طی ۲۰ سال در مسابقات تنیس انجام می‌داد، شکست می‌دهد. به بیان دیگر حالا دیگر این تئوری بی‌معنی است که بگوییم نادال فقط با استفاده از بدن و ذهنیت‌اش حریفان را می‌برد.

تمام مهارت‌های فنی نادال به مراتب بهتر شده است از جمله کیفیت سرویس‌هایش که حالا بازیکنان به ندرت می‌توانند در گیم‌هایی که او سرویس می‌زند برنده شوند، توانایی تمام کردن رالی‌ها هم با فورهند و هم با بک‌هند، بازی هوشمندانه و حضور دقیق روی تور که تمامی را تقریبا بدون نقص انجام می‌دهد.

البته اعتبار هیچ کدام از این‌ها را نمی‌توان به پای تونی نوشت و این تغییرات حاصل کار کارلوس مویا، مرد شماره یک پیشین تنیس جهان و مربی کنونی نادال است.

او می‌گوید: “فکرمی‌کنم که من تعهد به ورزش را در وجود او گذاشتم. این که همیشه ذهنش فعال باشد و هیچ‌گاه شکست را قبول نکند. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که به او گفتم این بود که همیشه باید پیشرفت کند. هم‌زمان هم با خودم فکر می‌کردم که پیشرفت کردن به این دلیل ممکن است که او استعداد خدادادی دارد.”

تونی همیشه به شوخی می‌گوید که دو خصلت موجب شد که او مربی خوبی برای نادال باشد.

او با چهره‌ای که سعی می‌کند جدی به نظر برسد، گفت: “اول این که من عمویش بودم و عصبانی شدن از دست فامیل سخت‌تر از بقیه مردم است. دوم این که من ارزان‌ترین مربی در دسترس او بودم.”

نادال ۱۶ تا از ۲۰ قهرمانی خود در گرنداسلم‌ها را زیر نظر عمویش بدست آورد. سال ۲۰۱۷ تونی به این نتیجه رسید که دیگر حوصله سفرهای پیاپی را ندارد و از مربی‌گری رافا استعفا کرد

با شنیدن داستان نادال شاید در نگاه اول شخصیتی مستبد از عمو تونی در ذهن ثبت شود، اما این نتیجه‌گیری منصفانه نیست.

نادال از رابطه‌ای “جادویی و بامزه” با عمویش صحبت می‌کند. او در مورد مردی حرف می‌زند که بسیار جدی اما در عین حال سخاوتمند است و حس طنز قدرتمندی دارد: “با وجود تمام انتقادهای سفت و سختی که تونی از من می‌کرد، من از آن ورزشکارانی نیستم که با شروعی تاریک به اوج رسیدند. دوران بچگی من رویایی بود.”

توضیح تصویر،

تونی سال ۲۰۱۷ خودش را از مربی‌گری رافا بازنشسته کرد اما الان به طور نیمه‌وقت هدایت فلیکس اوژه اولیاسیم، تنیس‌باز کانادایی را در گرنداسلم‌ها و تورنمنت‌های مهم به عهده گرفته است

تونی حالا مسئول آکادمی نادال در مایورکا است؛ مرکزی که سه خیابان با باشگاه تنیس ماناکور که او کارش را در آن‌جا آغاز کرد، فاصله دارد. او حالا هم سعی می‌کند بر پایه همان ارزش‌های خانوادگی، ستاره‌های آینده تنیس جهان را بسازد.

این دو نفر هنوز هم به هم نزدیک هستند و مانند تمام خانواده بزرگ نادال کماکان در ماناکور زندگی می‌کنند. تونی رابطه کنونی با برادرزاده‌اش را “معمولی” توصیف می‌کند.

سال ۲۰۱۷ که نادال برای دهمین بار برنده رولان گاروس شد (آخرین قهرمانی او در پاریس با مربی‌گری عمویش)، تونی برای اهدای جام وارد زمین ورزشگاه فیلیپ شاتریه شد. از چشمان تونی معلوم بود که چقدر به برادرزاده‌اش افتخار می‌کند و وقتی که همدیگر را سخت در آغوش گرفتند مشخص شد که چه عشقی بین این دو نفر حکمفرماست.

این حس شاید یکبار دیگر هم تکرار شود، اگر نادال با قهرمانی ۱۳ ژوئن در اوپن فرانسه با سبقت گرفتن از راجر فدرر، پرافتخارترین مرد تاریخ تنیس شود.

تونی می‌گوید: “اگر در روزهایی ابتدایی کار من با رافا شما می‌گفتید او برنده ۲۰ یا ۲۱ گرنداسلم خواهد شد، می‌گفتم غیرممکن است. اما حالا که او تقریبا سالی یک گرنداسلم برده است و با توجه به پیشرفت دائمی که در بازیش داشته، این مسئله معمولی به نظر می‌رسد.”

“ما ثابت کردیم که یک پسر معمولی اهل ماناکور با تلاش و از خودگذشتگی می‌تواند به هدف‌هایی که از بچگی برای خودش ترسیم کرده بود، برسد.”

مشاهده نظرها +
بستن نظرها -

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + هجده =

Spain Reference
Spain information reference